خرید بک لینک


بفرمایید اولین علم خبری چطور شروع شد؟ و از کدام روستاها دعوت گرفتید؟

بنده با زندهیاد آقاسیّدمهدی و چند نفر دیگر نشستیم گفتگو کردیم که اینطوری خوب نیست روستاهای اطراف خودشان تنهایی ما تنهایی عزاداری کنیم . این بود که ما از بیرم آباد و همت آباد دعوت کردیم روز عاشورا به روستای ما بیایند برای عزاداری.

نذری ها چطور؟ به مردم روستا حواله دادین تا تهیه کنند؟

نخیر، نذری ها همه افتخاری بود ، مردم روستا هرکس در توان داشت کمک کرد.

تا قبل از علم خبری فقط 3 بار در سال در روستا خرج می دادن، وقتی ما بچه بودیم 19 رمضان را حاج محمدغلام خرج می داد، 21 رمضان را حاج آقا خرج می داد و 23 رمضان هم پدر من . همین سه بار بود فقط.

حاج علی اصغر سلیمانی

عاشورا چی؟

عاشورا بعدا که علم خبری شروع شد، مردم روستا همه کمک می کردند ، آنموقع 3 تا خرج شخصی بود یعنی هزینه اش مربوط به خرج دهنده بود ولی عاشورا همه مردم کمک می کردند.

وقتی حاج محمد ابراهیم تقی آبادی آمد عزای مادرم ، در راه برگشت به من گفت آن مسجده شما دارین ، این برای سلیمانی خوب نیست. وقتی این را شنیدم اومدم به بچه ها گفتم : مسجد را خراب کنیم ، بزرگترش کنیم. اولش مخالفت می شد ، بعد قبول کردند با اینکه سال خشکی بود و درآمد نبود ، خدا کمک کرد درست شد، خدا رحمت کند حاج زین العابدین رو با همین حاج حسن (حج ابراهیم) زحمتها کشیدند.

چه سالی بود که مسجد رو دوباره ساختین؟

سال 1349 بود. پول نبود که هر سه نفری 1000 تومان می دادند ، تازه آنها که داشتند، بیشتر مردم اصلا پول نداشتند. مسجد با 27000 تومان درست شد. برای فرش 6000 تومان فرستادیم اصفهان فرش خریدیم ، که الان همان فرشها هستند هنوز.

وقتی مسجد کوچک بود کجا از مردم پذیرایی می کردین؟

عرض می کنم، سرشب که به مردم افطاری می دادیم ، باز برای سحری دعوت می کردیم خانه های خودمان .یعنی هرکس خرج می داد در خانه خودش بود . قرآن می خواند غذا می خوردند بعد می رفتند خانه های خودشان.آن موقع سلیمانی 35 خانوار بود . مسجد هم مناسب همین جمعیت کوچیک بود. روز علم خبری مردم را می بردیم خانه های خودمان ، همین خانه های اطراف مسجد خلاصه.

آن سالها خوب وسیله نبود ، علم خبری چطور انجام می شد؟ دعوت کردنها، آمدن میهمانها؟

وسلیه نبود که پیاده می رفتیم. وقتی از ما دعوت می کردند علم را برمی داشتیم یک سر علم روی دوش یک نفر ، سر دیگرش روی دوش یکی دیگر. پیاده می رفتیم تا آن روستا. نزدیک همت آباد یا مثلا بیرم آباد که می رسیدیم آنجا علم را سرپا می کردیم.

دعوت کردن چی؟

کاغذ می نوشتیم. اول تدارک می دیدیم. برنامه می ریختیم که فلانی گوشت ، فلانی برنج مثلا و غیره ذلک بعد کاغذ می نوشتیم برای روستاها.

اولین منطقه ای که علم خبری کرد سلیمانی بود. اونا ،اون روستاها بعد از ما یاد گرفتن و رسم شد خلاصه.

چرا میگیم عَلم خبری ؟ این کلمه یعنی چی ؟

برای اینکه خبر کردن یعنی دعوت گرفتن. خب با علم می آمدند . یعنی علم را برداریم برویم دعوت به عزاداری . یعنی علم را برداشتیم مردم را خبر کردیم.

از قدیم ترین آشپزها بگین ، کی ها بودند ؟

کربلایی عیدمحمد بود و پدرم . حتی

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رادین حسینیان تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 20:11

صفحه بندی